داستان جغله کوچولو و تولد محمد پارسا جون
خلاصه ای از داستان داستان بازی در مورد پسر کوچولویی بازیگوش به اسم جغله است که از درس و مدرسه فراریست و در درس خواندن بسیار تنبل است . این پسر کوچولو در پی اتفاقی که برای پدربزرگش رخ می دهد تصمیم می گیرد به قولی که به پدربزرگ داده بود عمل کند وبرای همیشه تنبلی را کنار بگذارد ، بنابراین با کمک پیشی و ورمالو، برای پیدا کردن کتابهایش که توسط موجودات عجیب و غریب به مکانی به نام سرزمین تنبلی برده شده اند تا به سلاحی بر علیه بچه ها تبدیل شوند ، معجون سفر به سرزمین تنبلی را بدست می آورد و به تنهایی رهسپار این سفر پرماجرا می شود . به وبلاگ جغله کوچولو برید و ا...





